بخش ها: مقاومت ، گزيده مقاله و مصاحبه ، اطلاعيه هاي سازمان مجاهدين خلق ايران

درخواست سلاح اتمي براي رژيم آخوندي از زبان يك مزدور

اگر كسي ذره اي شك داشت كه مسعود بني صدر بعد از بريدن از مجاهدين و خيانت به آرمان مقاومت، به آغوش ملا خزيده و ريزه خوار خوان ولايت فقيه شده، خوب است متن انگليسي مصاحبه وي را در سايت آسيا تايمز كه امروز (28 ارديبهشت برابر 18 مه) درج شده بخواند. در صورتيكه خواستار ترجمه فارسي آن هستيد، مطمئن باشيد كه اصل فارسي آن در وزارت اطلاعات موجود است و دستورالعمل درج بي كم و كاست آن به زودي به همه سايتها و رسانه هاي تابعه در داخل و خارج كشور ابلاغ خواهد شد.
عجالتاً همين چند پاراگراف را كه حرف اصلي مزدور نامبرده را بيان مي كند ملاحظه كنيد:
جالب ترين بخش اين مصاحبه دفاع مزدور نامبرده از پروژه اتمي آخوندهاست, وي سر و سينه زنان از «حق مسلم» رژيم در زمينه فن آوري هسته اي دفاع مي كند. توجه كنيد: پروژه اتمي ايران تا زمانيكه صلح آميرباشد هيچگونه اشكالي ندارد و جزو آرزوهاي مردم ايران است و به عنوان سرمايه اي براي مردم ايران به حساب مي آيد و هر فرد عاقل ايراني از آن حمايت مي كند.
مزدور بني صدر در دفاع از «حق مسلم» رژيم در زمينه پروژه هسته اي, پا را از سياست رسمي و علني رژيم فراتر گذاشته و تسليحات اتمي را نيز «حق مسلم» رژيم مي داند. وي مي گويد: اگر ذره اي حقيقت در افشاگريهاي مجاهدين وجود داشته باشد تمامي ايرانيان از ضعفهاي نظامي ايران در مقابل غرب و همسايگان خود آگاه هستند, علاوه بر اين هر ناظري مي داند كه ايران طي دويست سال گذشته هرگز اقدام خصمانه اي انجام نداده است بلكه برعكس هميشه مورد تهاجم غربيها و همسايگان خود بوده, لذا با توجه به اين شرايط فكر نمي كنم ايرانيان زيادي باشند كه مخالفتي با داشتن سلاح اتمي توسط ايران به منظور مقاصد دفاعي داشته باشند.
در اين كه خواست رژيم دستيابي به سلاح اتمي است هيچ شك و ترديدي نيست, اما فرستادن يك مزدور دون پايه براي اعلام اين تمايل و مشروع جلوه دادن آن, با تنگنايي كه رژيم آخوندي در صحنه بين المللي با آن مواجه مي باشد, براي همگان قابل فهم است.

پادوي مربوطه سپس در نقش يك مدافع پروپا قرص ولايت فقيه و دلسوخته براي احمدي نژاد جلاد هزارتير كه گويا قرباني «شيطان سازي» توسط آمريكاست, در پاسخ به سوالي در مورد اينكه آيا فكر مي كني آمريكا به دنبال تغيير رژيم در ايران است؟ مي گويد, بله تازماني كه نئومحافظه كاران بر سر كار هستند همواره به دنبال شيطان سازي از احمدي نژاد و سياستهاي آن فارغ از اينكه چه باشد, هستند. و ادامه مي دهد: ريشه اصلي اختلافهاي ايران با آمريكا در مسله فلسطين و اسرائيل مي باشد. و اگر اين حل شود بقيه مسائل حل شدني هستند.
لابد طرف حق اين اختلاف هم آخوندها هستند كه براي حقوق مردم فلسطين سينه چاك مي كنند.
دفاع مزدور بني صدر از ولايت فقيه و رئيس جمهور ارتجاع نيز به همينجا ختم نمي شود. در بخش ديگري از مصاحبه، مي گويد: احمدي نژاد با قول پيشرفتهاي اقتصادي بر سركار آمد, علت اين كه دو رئيس جمهور قبلي شكست خوردند و موفق نبودند اين بود كه رفسنجاني به دنبال رفرمهاي اقتصادي و خاتمي به دنبال رفرمهاي سياسي بودند، در حاليكه براي موفقيت بايد هر دو اينها را در نظر داشت, لذا اگر احمدي نژاد مي خواهد موفق باشد بايد به اين دو مقوله بپردازد.
يعني كه رفسنجاني و خاتمي و به ويژه احمدي نژاد جامع جميع مشروعيتها و خوبيها بوده و هستند و هيچ جنايت و خيانت و دزدي و فساد و وحشيگري نداشته و ندارند الا اين كه هركدام تنها يك كمبود در شعارشان بوده است.
مصاحبه گر در باره حرفهاي احمدي نژاد در باره اسرائيل از او مي پرسد: بعضيها مي گويند احمدي نژاد اين حرفها را به خاطر جلب نظرات مردم در جهان عرب و اسلام بيان مي كند كه بني صدر بي رودبايستي نقش سخنگوي احمدي نژاد را به خود مي گيرد و پاسخ مي دهد فكر نميكنم اينچنين باشد زيرا اگر او به دنبال چنين چيزي بود در مورد عراق صحبت مي كرد كه اكنون جذابيت بيشتري از اين نظردارد.

مزدور سينه چاك رژيم ولايت فقيه و مخالف سرسخت هرگونه انديشه و تصور در مورد سرنگوني و بركنار كردن اين فاشيسم مذهبي, به صريحترين بيان كينه و دشمني خود را با جنبش دموكراسي در ايران و توده هاي مردم به خاطر تلاش براي سرنگوني تام و تمام ارتجاع حاكم ابراز كرده و آشكارا مدعي است مسئول وضعيت فلاكت بار جامعه ايران, نه آخوندهاي جنايتكار بلكه توده هاي محروم هستند. مسعود بني صدر هويت سياسي خود را اينگونه با صراحت تعريف مي كند: من با جنبش هوادار دموكراسي در ايران به اين خاطر كه دستيابي به دموكراسي و آزادي فقط با بركناري رهبران كنوني امكانپذير است مخالفم, زيرا معتقدم اشكال ريشه اي است و به توده ها و جامعه برمي گردد و اول آنها حقوق خود را بياموزند و اينكه چگونه از آن حفاظت كنند.

اين مزدور دون پايه در پايان، در پاسخ به اين تناقض آشكار كه چرا بعد از اينهمه مدت اكنون اخيرا شروع به صحبت كردن نموده مي گويد: دراين مدت راجع به گذشته خود مشغول تفكر بودم و آنر بازنگري كرده ام, زيرا جدا شدن از يك سكت لزوما بدين معني نيست كه تماما از آن بريده اي و چه بسا مدتها هنوز وابستگي وجود داشته باشد و بسياري از آنهايي كه از مجاهدين جدا شده اند, عليرغم صورت ظاهري آن هنوز محصور فضاي ايدئولوژيكي آن و فضاي دو قطبي سياه و سفيد آن هستند.

در شرايطي كه حاشيه نشينان رژيم و حتي بخشهايي از درون رژيم زبان به انتقاد از سياستهاي ولايت فقيه و به ويژه برنامه هسته اي رژيم گشوده اند, دفاع بي پرده و بي چون و چراي مزدوراني از قبيل مسعود بني صدر, نه فقط از موجوديت رژيم, بلكه از نيازش به بمب اتمي براي سرپا ماندن را نمي توان به حماقت آنها نسبت داد. بلكه بايد در وضعيت بحراني آخوندها در آخرين مرحله عمر رژيم جستجو كرد. سياست رژيم در رابطه با مزدورانش همزمان با روي كار آمدن احمدي نژاد تغيير كرده است. اگر در زمان رفسنجاني و خاتمي, سعيد امامي سياست «هشتاد , بيست» را به مزدورانش توصيه مي كرد كه بر اساس آن مزدوران بايد در جلد اپوزيسيون رژيم به مخالفت با مجاهدين مي پرداختند, امروزه به اكثريت قريب به اتفاق مزدوران مأموريت دفاع بي پرده از سياستهاي رژيم ابلاغ شده است.
در پايان بد نيست به مضحك ترين وجه مصاحبه اين مزدور هم اشاره كنيم و آن اين كه در چند جاي اين مصاحبه نامبرده تلاش مي كند كه هويت سياسي و شغلي اش را كه همانا مزدوري براي وزارت اطلاعات است را انكار كند و طبق سنت همه مأموران بدنام رژيم كه به اصطلاح با ماسك اپوزيسيون به خارجه اعزام شده اند, مدعي است كه مجاهدين به او به ناحق عنوان مأمور وزارت اطلاعات داده اند. اين ادعاي مضحك را درست در كنار جملات بي پرده و صريحش در دفاع سرسختانه از منفورترين سمبلهاي اين رژيم و دفاع وقيحانه اش از خائنانه ترين و فاجعه بارترين سياستهاي رژيم, منجمله در دستيابي به سلاح اتمي و همچنين سرسختانه ترين مخالفتهايش با خواست مردم ايران, يعني سرنگوني آخوندها و دموكراسي در ايران ابراز مي كند. و همين تصريحات را وقيحانه مبين مزدور نبودن خود تلقي مي كند. اين ادعاي مضحك بي اختيار آدمي را به ياد داستان «نگفتم سياه دانه است؟» مي اندازد.
مي گويند در زمانهاي دور يك قاچاقچي را با محموله باروت در ورودي شهري دستگير مي كنند. نگهبانان شهر از او مي پرسند كه محموله ات چيست؟ مي گويد سياه دانه است! قاچاقچي بيچاره در برابر تمام استدلالها مبني بر اين كه اينها باروت است, كوتاه نمي آيد و همچنان اصرار مي كند كه اينها سياه دانه است. سرانجام وقتي هيچيك از استدلالها و شواهد و قرائن قاچاقچي را از انكار باز نمي دارد, مخاطبين قسمتي از باروتها را در زير ريشش آتش مي زنند. اما قاچاقچي فلك زده در همان حال كه ريشش مي سوخت, فريادش به آسمان بلند بود كه: «نگفتم سياه دانه است»؟!


 

با تشكر از شما بخاطر ورود به این وب سایت  در معرفی آن باید بگویم که آنرا به تشویق دوستانم با اهداف و ملاحظات زیر طراحی و ایجاد کردم:

  • با توجه به چاپ خلاصه خاطرات زندگیم به انگلیسی  و ترجمه آن به فارسی اینجا محلی است برای مشتافان تا اصل آنرا ملاحظه نمایند.

  • از آنجا که کتاب تنها داستان زندگی من بدون جهت گیری و نتیجه گیری خاص و جامع سیاسی و فلسفی است. اینجا محلی است جهت پاسخ به سئوالات و بیان نقطه نظرات من.

  •  امیدوارم در آینده این سایت محل برخورد آرا و عقاید افرادی شود که انسانها را سیاه و سفید ندیده و طرفدار تحمل پذیری میباشند. همچنین محلی برای ارائه آرا و عقاید دوستداران و کاوشگران فهم آزادی و دموکراسی در ایران و اسلام شود.

  • در این وب سایت و در مقالات نوشته شده بوسیله من، از بکار گیری وذکر القاب، تیتر و عنوان افراد که میتواند بکارگیری آنها حمل بر تأئید و عدم بکارگیریشان حمل بر رد و مخالفت با آنها شود معذورم مگر در مواردی که عنوان بخشی از نام فرد شده مثل "ستار خان" و یا " باقر خان" و یا "ملا صدرا" و..

  • در فاکت آوری از دیگران و در مقالات ارائه شده توسط دیگران کلمات و صفات توهین آمیز حذف میگردد.

  • استفاده از مطالب اين وب سايت با ذکر ماخذ و نام وب سايت بلامانع است.


For problems or questions regarding this web contact [M@Banisadr.info].
Last updated: 12/31/07. x