در مورد "قلم و محبت" بجای "سلاح و خشونت"

 

مسعود جان سلام

از نامه پر محتوا و محبت آمیزی که در پاسخ به مطلبی که درباره " قلم " نوشته بودم، تشکر می کنم و از آن بسیار استفاده کردم. همچنین لازم است از تاخیری که در پاسخ به نامه تو دارم، عذر خواهی کنم و برایت در سال جدید میلادی آرزوی سلامتی و بهروزی کنم.

اگر اجازه بدهی به بعضی نکات در نامه ات اشاره کنم و در چارچوب موضوع "قلم و محبت" بجای "سلاح و خشونت" مطالبی را مطرح کنم. تو دوست نازنین لطف کرده و در نامه ات نوشته بودی که :

اما درباره مقاله تو تحت عنوان "درباره قلم". قبل از هر چيز بايد بگويم که از خواندن آن بسيار لذت برده و احساس کردم حرفت از دل در آمده و لاجرم بر دل خواهد نشست. وقتي آنرا ميخواندم بي اختيار ياد مقاله ديگری تحت همين عنوان افتادم. در آن مقاله چنين آمده بود:  " رسالت قلم که پا بر سر سلاح به پيش ميرود، همان رسالت انسان است که در تحقق آزادی ميتوان آنرا خلاصه کرد. در اين اتحاد قلم سمبل آگاهي و بينش و سلاح (که عامل اجرائي است) مظهر خواست، اراده و عشق و شوراست….. پس جامعيت قلم در سلاح و بنيان سلاح در قلم است. پس صاحبان اين دو عنصر اگر به چنين اتحاد و وصلت بهجت اثری نپيوندند، پيوسته ناقص، عقيم و نا باور ميمانند. و ما امروز در صدد آن هستيم که در سايه اين وصلت که از آغاز بدان معتقد بوده ايم، در مسير خدا و خلق به ايمان باز هم بيشتر دست يابيم. در اينصورت اثبات کرده ايم که به رسالت و سوگند قلم وفاداريم، رسالت و سوگندی که مقدمتا" مستلزم صداقت و درستي است والا چگونه ميتوان از هدف و رستاخيز حقيقت جويانه و رستگار کننده آن دم زد؟ "

درست حدس زدی! مقاله فوق نوشته رهبر مجاهدين است و بعنوان سر مقاله در اولين شماره مجاهد آمده بود و...

.

 

مسعود جان

اتفاقاً تو هم درست حدس زدی! من نیز دقیقاً به یاد سرمقاله نخستین نشریه مجاهد، اولین مطلب برای سایت قلم را با مشورت و همفکری دوستان عزیزم به اهمیت قلم در استراتژی " پرهیز از خشونت " اختصاص داده بودم. اتفاقا من عمد داشته ام که برخلاف آقای مسعود رجوی نویسنده نخستین سرمقاله نخستین شماره نشریه مجاهد، تاًکید کنم که "قلم" وسیله ای برای مشروعیت بخشیدن به "سلاح" نیست. رهبر مجاهدین خلق واقعاً اعتقاد دارد که "قلم بر سر سلاح به پیش می رود " و به عبارتی "سلاح و خشونت" است که می گوید " قلم " چه بنویسد و به همین دلیل نیز در پاراگراف های بعدی آن سر مقاله، جامعیت "قلم" را در وجود "سلاح" تبیین و تفسیر می کند.

به نظر من اگر ما در آن مقطع یعنی سال 1358 بجای شور، به شعور بیشتر متکی بودیم، می توانستیم از همین جمله، به هدف او در  سی خرداد 1360 و آغاز مبارزه مسلحانه و خشونت طلبانه پی ببریم.

او در نخستین سر مقاله نشریه مجاهد می گوید که اگر صاحبان قلم و سلاح به چنین اتحاد و وصلتی ، یعنی جامعیت قلم در سلاح و بنیان سلاح در قلم، نپیوندند؛ پیوسته ناقص ؛ عقیم و نابارور می مانند. اما تاریخ برخلاف نظریه رهبر مجاهدین خلق نشان داد که اتفاقا! اگر کسانی بخواهند که جامعیت " قلم " را در " سلاح"  ببینند و آن را ابزاری بپندارند تا روح خشونت را در آن بدمند، دیگر آن "قلم" نیست که باید بر آن سوگند خورد.

از نظر رهبر سازمان مجاهدین خلق  خرد، دانش، آگاهی هدف نیستند تا با قلم به آن پرداخته شود، بلکه از نظر وی باید تا آنجا نوشت، گفت و آگاه کرد که به کار سلاح بیاید، تا جاییکه قلم بر سر سلاح می تواند بنویسد، و بدون تردید قلمی که بر سر سلاح است، فقط خون می نویسد. "سلاح" به "قلم" اجازه نمی دهد که بجای "خون و خشونت"، "مهر و محبت" را بنویسد، زیرا از لوله سلاح محبت و مهربانی در نمی آید.

مسعود جان

نمی دانم مطلبی که می خواهم بنویسم به لحاظ تئوریک و علمی جایی بیان شده یا خیر، ولی من به لحاظ عملی و در طول تجربه سیاسی خودم، به مرور به آن اعتقاد پیدا کرده ام. معمولاً اگر کسی در مورد صحت و درستی عملکرد یک فرد، گروه ، حزب یا حکومتی سؤال کند،  بطور طبیعی پاسخ این خواهد بود که باید ببینیم که اهداف آن فرد، سازمان یا دولت چیست؟

اما من فکر می کنم که باید قبل از اینکه به "هدف" آن سازمان یا حکومت فکر و نظر کرد، اگر چه "هدف " مقبول و منطقی نیز باشد، باید به "وسیله" مورد استفاده آن سازمان یا حکومت توجه کرد. یعنی بر خلاف کسانیکه اعتقاد دارند هدف، وسیله را توجیه می کند، باید بر این حقیقت و واقعیت محض انگشت گذاشت که "وسیله"، "هدف" را نشان می دهد. بدون تردید اگر وسیله و ابزار مورداستفاده درست نباشد، خود بخود هدف نیز یا محقق نمی شود و یا در طول رسیدن به آن منحرف و مخدوش می شود. حتما تو دوست عزیز در نشست های شورای مرکزی سازمان بارها از زبان رهبری سازمان مجاهدین خلق توجیهات رابطه عمیق اطلاعاتی ، مالی و نظامی با صدام حسین را شنیده ای که به دلیل رسیدن به "هدف " توسط او توجیه می شد. یادت هست که آقای مسعود رجوی در سالن نشست شورای مرکزی سازمان در قرارگاه بدیع زادگان  نقشه بزرگ ایران را بر روی دیوار نشان میداد و میگفت آیا ایران به این بزرگی می تواند وابسته به عراق شود؟ و ...

مسعود جان

من همانطور که در یکی از مطالبم نوشته ام بالاترین سرمایه ای که بعد سه دهه فعالیت سیاسی بدست آورده ام این است که پی ببرم "خشونت و مبارزه مسلحانه" راه حل مناسبی برای تغییرات سیاسی واجتماعی نیست. البته همانطور که خود می دانی بسـیاری از افراد یا گروه ها این مسـئله را می نویسند و هم بر زبان می آورند که " فرهنگ خشونت"  پدیده منفی است، اما این بینش را نمی توانی در رفتار سیاسی  و اجتماعی، و حتی شخصی آنها با پدیده های مختلف مشاهده کنی. البته نه اینکه من یا جسارتاً ما ( به مفهوم عام) تافته جدا بافته از آنها هستیم. ما نیز کماکان به روحیه تمامیت خواهی، سیاه و سفید و دو قطبی دیدن مسائل سیاسی، فرهنگی  اجتماعی، و به قول رهبر مجاهدین "یا هیچ چیز یا همه چیز" اعتقاد داریم. بطور مثال به نظر می رسد که این تفکر در میان نخبگان و فعالین سیاسی ایرانی  وجود دارد که الزاماً اگر یک فرد ، گروه یا دولت، دارای ویژگی های منفی سیاسی یا شخصیتی و اجتماعی هست، بطور درون جوش و آتوماتیک دیگر نمی توان یا مجاز نیستیم که ویژگی های مثبت آن پدیده را ببینیم و براساس ویژگی های مثبت آن پدیده اقدام به گفتگو و بحث کرد. متاسفانه فرهنگ "سفید و سیاه دیدن" مسائل های سیاسی و اجتماعی، باعث بسته شدن گفتگو و رابطه های معمول می شود که لاجرم به دنبال آن فرهنگ تحریم، قهر و خشونت می آید، آنچنانکه اگر کسی به مبارزه مسلحانه و خشونت برای تغییرات سیاسی، اجتماعی اعتقاد نداشت، بریده، میانه باز، استحاله گر و  خائن و مزدور نامیده می شود.

اگر از رهبر جریانی که به "سلاح و خشونت" برای رسیدن به اهداف سیاسی و اجتماعی اعتقاد دارد، پرسیده شود که آیا کسانی جز خودتان در یک مبارزه جدی با حکومت شرکت دارند؟ بدون تردید جواب آنها منفی است واعتقاد دارندهیچکس در امر مبارزه با حکومت، جز کسانی که به خشونت و مبارزه مسلحانه اعتقاد دارند، جدی نیست. به نظر من دلیل این تفکر و پاسخ نشئت گرفته از آن به همان بینشی برمی گردد که آشکارا می گوید هر چیزی که در سلاح و بنیان سلاح نپیوندد، عقیم و ناقص است. البته عناوین "عقیم و ناقص" شکل محترمانه و علنی و آشکار نظریه پرداز مربوطه است، و گرنه خود می دانی و حتماً به یاد داری که آقای مسعود رجوی در نشست های شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق از عناوین بریده، میانه باز، معتاد خمینی، استحاله گر و خائن و مزدور استفاده می شد.

مسعود جان اگر موافق باشی، میدان بحث را در همین چارچوب "قلم و محبت" بجای "سلاح و خشونت" ادامه بدهیم و از تو دوست عزیز خواهش کنم که به این سؤال پاسخ بدهی که:

آیا ترک خشونت به معنای ترک مبارزه است؟

من در پروسه جدایی ام از سازمان مجاهدین خلق، با یکی از عمده ترین تضاهایی که روبرو شدم و شاید بیش از درد زندان و تنهایی برایم سخت و عذاب آور بود، این نکته بود که به این سؤال در درون خود پاسخ دهم که ترک "سلاح و خشونت" به معنای "ترک مبارزه" نیست. من فکر می کنم بسیاری از اعضا و مسئولین سابقه دار سازمان با این پرسش و تضاد مواجه هستند. آنها فکر می کنند  که اگر از سازمان مجاهدین جدا شوند و "سلاح و خشونت" را ترک کنند، در واقع "مبارزه" را ترک کرده اند. تو خود بهتر از هرکس می دانی که رهبری سازمان، چگونه این باور نادرست را دامن می زد و از انگیزه و احساس پاک افراد در مبارزه با بی عدالتی فقر و استبداد ، جهت رسیدن به اهداف فرقه گرایانه و خشونت طلبانه استفاده می کند. مسعود جان دوست دارم نظر تو را در این مورد بدانم. آیا تو فکر نمی کنی که بسیاری از اعضای با سابقه سازمان به دلیل محصور بودن در تشکیلات و عدم دسترسی به اطلاعات و در نتیجه کسب این باور نادرست، عزم جدی را در جدایی از سازمان مجاهدین کسب نمی کنند؟

ما اکنون بطور نسبی بر این باور رسیده ایم که ترک "خشونت" به معنای ترک "مبارزه" نیست. چگونه می توان به لحاظ نظری در این مورد به دیگران کمک کرد؟ آیا نباید تعریف نوینی از واژه " مبارزه" ارائه کرد؟

برایت آرزوی موفقیت می کنم

قربانت ـ محمد


 

با تشكر از شما بخاطر ورود به این وب سایت  در معرفی آن باید بگویم که آنرا به تشویق دوستانم با اهداف و ملاحظات زیر طراحی و ایجاد کردم:

  • با توجه به چاپ خلاصه خاطرات زندگیم به انگلیسی  و ترجمه آن به فارسی اینجا محلی است برای مشتافان تا اصل آنرا ملاحظه نمایند.

  • از آنجا که کتاب تنها داستان زندگی من بدون جهت گیری و نتیجه گیری خاص و جامع سیاسی و فلسفی است. اینجا محلی است جهت پاسخ به سئوالات و بیان نقطه نظرات من.

  •  امیدوارم در آینده این سایت محل برخورد آرا و عقاید افرادی شود که انسانها را سیاه و سفید ندیده و طرفدار تحمل پذیری میباشند. همچنین محلی برای ارائه آرا و عقاید دوستداران و کاوشگران فهم آزادی و دموکراسی در ایران و اسلام شود.

  • در این وب سایت و در مقالات نوشته شده بوسیله من، از بکار گیری وذکر القاب، تیتر و عنوان افراد که میتواند بکارگیری آنها حمل بر تأئید و عدم بکارگیریشان حمل بر رد و مخالفت با آنها شود معذورم مگر در مواردی که عنوان بخشی از نام فرد شده مثل "ستار خان" و یا " باقر خان" و یا "ملا صدرا" و..

  • در فاکت آوری از دیگران و در مقالات ارائه شده توسط دیگران کلمات و صفات توهین آمیز حذف میگردد.

  • استفاده از مطالب اين وب سايت با ذکر ماخذ و نام وب سايت بلامانع است.


For problems or questions regarding this web contact [M@Banisadr.info].
Last updated: 12/31/07. x