نامه شماره 5 (سری 2) به دکتر مسعود بنی صدر

تاریخ:   سپتامبر 2007

مسعود جان سلام 

از بابت نامه هایت بسیار متشکرم. در انتهای آخرین نامه ات در خصوص طرحی که از جانب خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق مستقر در قرارگاه اشرف داده بودم آورده بودی که: "در نتیجه باید دید  برای تحقق خواست خانواده ها چه حربه فشاری را میتوان بکار گرفت؟ پيشنهاد تو ملاقات با حامیان سیاسی سازمان و واسطه قرار دادن آنان است. بنظر من هم این تنها راه است . . . طبعا پاسخ سازمان به حامیان سیاسی اش اینست که این خواست اعضا و خانواده ها نیست، بلکه فشار حکومت روی خانواده  هاست که میخواهد آنها را به ابزار جاسوسی و فشار روی سازمان تبدیل نماید . . .  به این ترتیب بهترین  کسانی که میتوانند این خواسته را محقق سازند خود خانواده ها، سفر ایشان و یا نماینده ایشان . . .  و تماس مستقیم با حامیان سیاسی سازمان است".  

تمامی جان مطلب هم همین است. اگر سازمان مجاهدین خلق به سادگی طرح پیشنهادی خانواده ها را قبول کرده و به اجرای آن تن بدهد و هیچ بهانه ای نیاورد که دیگر فرقه نیست. لذا برای وادار کردن آن به پذیرش چنین طرحی لازم است که از اهرم های فشار سیاسی استفاده شود. در حال حاضر تنها چیزی که عملی به نظر میرسد همان حامیان سیاسی سازمان در غرب هستند که ممکن است سازمان با آنها محظوراتی داشته باشد و تن به خواسته هایشان بدهد       و گرنه خواسته های خانواده ها که برای سازمان ارزشی ندارد. بهرحال این خانواده ها نسبت به انجام هر کاری اعلام آمادگی کرده و حتی حاضر به دادن وکالت به هر کس که در خارج تمایل داشته باشد کار آنها را دنبال کند و یا برایشان دعوت نامه بفرستد نیز هستند و هزینه های مربوطه را نیز خود تقبل میکنند. آنها پیشاپیش شرایط سازمان مجاهدین خلق در خصوص هرگونه ملاحظات امنیتی که داشته باشد را می پذیرند. آنها تنها دیدار خصوصی سه روزه خودشان با بستگان و عزیزانشان را میخواهند و زمان و مکان و نحوه آن اصلا برایشان اهمیتی ندارد. در این خصوص از تو و همگی دوستان تقاضا دارم به وقت آن هر کار عملی که از دستتان بر می آید انجام دهید.

فعلا از این موضوع بگذریم، بعدا بیشتر در خصوص نکات اجرایی آن خواهم نوشت و در تماس خواهم بود.

چندی پیش مقاله ای به قلم فردی به نام ب فراهانی تحت عنوان "متامورفوسیس یک خائن یا پیسی فاز انحلال؟" در سایت های سازمان دیدم که نظرم را فوق العاده جلب کرد. اگر این مطلب را نخوانده ای حتما آنرا بخوان چون از بعد بررسی نظرگاه ها و استدلالات نوع فرقه ای بسیار مهم است. موضوع مطلب مربوط به نامه علی قشقاوی به توست. طرف مربوطه بدون اینکه کلمه ای وارد محتوای آنچه در نامه گفته است بشود صرفا یک نفس فحش و ناسزا داده و تهمت و افترا میزند و خواننده نهایتا نمیفهمد که چه کفری در نامه مربوطه گفته شده و کدام حرام خدا حلال گشته که نویسنده آن مستحق اینهمه لطف و عنایت گردیده است. تمامی آنچه که طی این مدت در خصوص فرقه ها مطالعه کرده ام را در این مطلب میتوان یافت. من فردی به نام ب فراهانی نمیشناسم ولی مطلب فوق اگر نوشته خود مسعود رجوی نباشد حتما کار یکی از کارآموخته های درجه یک اوست و اصلا کار یک عضو معمولی نمیتواند باشد چون درست از موضع یک رهبر فرقه به تمامی مسائل نگاه کرده و از ماورای انسان با خلائق حرف میزند. وقاحت و دریدگی که در این مطلب موج میزند کار هر کسی نمیتواند باشد و تنها از یک رهبر فرقه بر می آید که بتواند این چنین از موضع فوق بشر فرمان براند. همین به اصطلاح ب فراهانی مطالب دنباله داری هم تحت عنوان "همسانی ضد انقلابی" نوشته است که تماما در قالب همان فرهنگ و ادبیات خاص رجوی است که همه را گاو و گوسفند و اعضای فرقه خود دیده  و خود را در نوک پیکان تکامل فرض میکند و برای همه دستورالعمل صادر میکند. من مدتی است که دارم روی این مطالب از نقطه نظر فرقه شناسی تا جایی که مطالعاتم اجازه بدهد کار میکنم و قصد دارم ترجمه این مطالب را برای چند ارگان ضد فرقه ای که با آنها در ارتباط هستم بفرستم و نظر کارشناسی آنان را جویا شوم و بعد مفصلا در فرصتی به این مطالب خواهم پرداخت.

قبل از نوشتن این نامه داشتم برنامه "پرونده" را که از سایت های سازمان پیاده شده بود میدیدم. برنامه جدا مضحکی بود. یک مطلب از روزنامه جوان را کنار یک مطلب از انجمن نجات، که ظاهرا با هم تناقض داشتند، گذاشته بود و با این پیش فرض که هر دوی اینها ارگان های وزارت اطلاعات رژیم هستند چند ساعت وقت را به این موضوع اختصاص داده بود که حرفهای وزارت اطلاعات با هم تناقض دارند. البته برخی اوقات هم برعکس عمل میکند و موضع گیریهای مشابه در ارگان ها و نشریات مختلف را کنار هم گذاشته و اینطور نتیجه گیری میکند که اینها همه از یک جا و قطعا از وزارت اطلاعات خط میگیرند. راستش را بخواهی من بعضا در خصوص برخی برخوردهای سازمان اگر چه دیگر ربطی به من ندارد احساس خجالت میکنم. خیلی روشن است که رهبری و مسئولین سازمان مجاهدین خلق به هیچ عنوان حساب نمیکنند که کسی به غیر از افراد محصور در تشکیلات احیانا مخاطب آنان قرار گیرد. به غیر از افرادی که به لحاظ ذهنی اسیر فرقه هستند و یا کسانی که به هر نحو منافعی را دنبال میکنند کسی نیست که موضع گیری های سازمان مجاهدین خلق را مسخره نخواند. این گونه استدلال های سخیف و بی پایه تنها ورشکستگی سازمان در بیان منطقی و مستدل، و بی بضاعتی آنان را نشان میدهد.

و اما آخرین موضوع اینکه یکی از دوستان دوران تحصیل که مطلب احمد فروغی را در رابطه با نامه های من به تو در خصوص پیشنهاد خانواده ها دیده بود میگفت او کاملا راست میگوید و من هم معتقدم که اگر تو کودن نبودی و مسعود هم پخمه نبود هرگز این همه سال خالی بندی های رجوی را باور نمیکرد !! و عمر و زندگی خود را به پای حرفهای بی اساس او نمی گذاشت و خود را معطل او نمیکرد. من البته کارکرد فرقه و کار روانی که بر روی اعضا میشود را برایش تشریح کردم که تا حدی قانع شد ولی از طرف دیگر به نظر خودم رسید که تهاجمات سازمان به منتقدین و جداشدگان درست مثل تف سربالا میماند که بیشتر آبروی خودش را میبرد. سازمان طوری با اعضای جدا شده خود (مثل نمونه اخیر در خصوص داوود باقروند بعد از اینکه خاطراتش منتشر شد) برخورد میکند که گویی بکلی فراموش کرده است که این افراد سالهای سال یک عضو مسئول در این سازمان بوده اند. 

  خداحافظی میکنم و متنظر نامه ات هستم.

 

قربانت

ابراهیم


 

با تشكر از شما بخاطر ورود به این وب سایت  در معرفی آن باید بگویم که آنرا به تشویق دوستانم با اهداف و ملاحظات زیر طراحی و ایجاد کردم:

  • با توجه به چاپ خلاصه خاطرات زندگیم به انگلیسی  و ترجمه آن به فارسی اینجا محلی است برای مشتافان تا اصل آنرا ملاحظه نمایند.

  • از آنجا که کتاب تنها داستان زندگی من بدون جهت گیری و نتیجه گیری خاص و جامع سیاسی و فلسفی است. اینجا محلی است جهت پاسخ به سئوالات و بیان نقطه نظرات من.

  •  امیدوارم در آینده این سایت محل برخورد آرا و عقاید افرادی شود که انسانها را سیاه و سفید ندیده و طرفدار تحمل پذیری میباشند. همچنین محلی برای ارائه آرا و عقاید دوستداران و کاوشگران فهم آزادی و دموکراسی در ایران و اسلام شود.

  • در این وب سایت و در مقالات نوشته شده بوسیله من، از بکار گیری وذکر القاب، تیتر و عنوان افراد که میتواند بکارگیری آنها حمل بر تأئید و عدم بکارگیریشان حمل بر رد و مخالفت با آنها شود معذورم مگر در مواردی که عنوان بخشی از نام فرد شده مثل "ستار خان" و یا " باقر خان" و یا "ملا صدرا" و..

  • در فاکت آوری از دیگران و در مقالات ارائه شده توسط دیگران کلمات و صفات توهین آمیز حذف میگردد.

  • استفاده از مطالب اين وب سايت با ذکر ماخذ و نام وب سايت بلامانع است.


For problems or questions regarding this web contact [M@Banisadr.info].
Last updated: 12/31/07. x