نامه شماره 18 به دکتر مسعود بنی صدر

تاریخ: 28 فوریه 2007

 

مسعود جان سلام

امیدوارم خوب و خوش و سالم باشی. مقالات اول و دوم در خصوص شورای ملی مقاومت را خواندم و منتظر سومی هستم. تا این جا که مطالعه کرده ام الحق کار بسیار خوبی انجام داده ای. در هر صورت تصور نمیکنم مشابه چنین کاری تابحال انجام شده باشد. متأسفانه اغلب مطالبی که در انتقاد به سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت نوشته میشوند بنا به آسيبهايی كه افراد از زاويه مجاهدين متحمل شده اند بنوعي تهاجمی است و نه استدلالی و کمتر به مطالب تحلیلی و روشنگرانه می پردازند. امیدوارم کار تو باعث شود تا از این دست مقالات که به تشریح مواضع سیاسی سازمان و شورا پرداخته میشود بیشتر نوشته شوند و در این خصوص روشنگری بیشتری صورت گیرد. از آن طرف هم کاش کسانی پیدا شوند که از موضع دفاع از سازمان بدون برخوردهای خصمانه معمول به پاسخگویی منطقی به این موارد بپردازند تا حقایق بیشتر روشن شوند. بهرحال بی صبرانه منتظر بخش سوم آن هستم. همانطور که خودت اشاره کرده بودی صرفا از بعد سیاسی (و نه از بعد فرقه گرایانه) به مسئله نگاه کرده ای. البته من همیشه از بعد خصوصیات و کارکردهای یک فرقه به مقوله سازمان نگاه میکنم. شورای ملی مقاومت هم از نظر من نمای بیرونی ضروری یک فرقه است تا ماهیت آنرا مخفی نگاه دارد که در اغلب فرقه ها معمول است. از نظر من فرقه بودن سازمان و استفاده از تکنیک های القای فکری اصل است و مسائل سیاسی و حتی اعتقادی در درجه دوم اهمیت قرار میگیرند. اگر از من بپرسند که سازمان چکار کند تا تو راضی شوی فقط خواهم گفت عملیات جاری را متوقف کند. بقیه موارد خودش به تدریج درست خواهند شد.

 

گاهی با دخترم هما تلفنی صحبت میکنم یا برایش ایمیل میفرستم. در خصوص وضعیت اسلام و مسلمانان در انگلستان و کلا غرب مطالبی درست عین مطالب تو مینویسد و فوق العاده شاکی است. میگفت چندی پیش یک خانم ایرانی در رادیو بی بی سی 4 مصاحبه میکرد و میگفت در ایران زنان حق رانندگی ندارند و در دانشگاه پذیرفته نمیشوند و اگر مقداری از مویشان بیرون از روسری باشد و یا آرایش کرده باشند شلاق میخورند. هما میگفت تماس گرفتم و گفتم که من در ایران بوده ام و راننده اتوبوس زن هم دیده ام و اتفاقا من در خیابانهای تهران تنها کسی بودم که حجاب کامل داشت و 70درصد دانشجویان دانشگاه ها هم زن هستند. میگفت صدای او را پخش نکردند و نهایتا گفتند که با خود آن خانم صحبت کن که معلوم شد او از سال 1360 در ایران نبوده است. خلاصه همانطور که خودت اشاره کرده بودی میگفت تبلیغات علیه ایران و اسلام بیداد میکند. میگفت در یک برنامه که در آمریکا تهیه شده بود از مردم سؤال میکردند که اگر یک بمب داشته باشید کجا می اندازید که اغلب میگفتند در ایران و بعد میگفتند روی کره زمین ایران را نشان بدهید که اغلب نمیتوانستند جای آنرا مشخص کنند. سازمان هم که روزی روی فضای جنگ ایران و عراق برای رسیدن به قدرت سوار شده بود حالا تصور میکند با بهره گیری از چنین فضایی علیه اسلام و ایران میتواند به جایی برسد و جای صدام را با بوش عوض کند. اما برای همه مثل روز روشن است که آنچه بر فرض به سازمان نهایتا برسد بیشتر از سهم حکمتیار و چلبی نخواهد بود.

 

در سایت واشنگتن تایمز به تاریخ 3 اسفند 85 مطالبی در خصوص عراق و ایران نوشته بود و اشاره کرده بود که باید از سازمان مجاهدین خلق علیه رژیم استفاده شود. در این مقاله آورده شده است: "نبايد اشتباه برداشت شود، سازمان مجاهدین خلق دوست آمریکا نیست. در گذشته آنها آمریکاییها را هدف قرارداده و  كشته اند. با این وجود سازمان مجاهدین خلق و سایر گروه های اپوزيسون  در داخل ايران بطور کاملی قدرت آن را دارند تا با مأموریت های مشخصی رژيم تهران را درگیر کنند". داشتم فکر میکردم که حداقل صدام حسین، سازمان و مسعود را دوست و متحد خود به حساب می آورد این یکی از قبل مشخص کرده است که صرفا میخواهد استفاده ابزاری یک جانبه کند و بس و هیچ اتحادی در کار نیست. وقتی دیدگاه آمریکا نسبت به سازمان اینست که اگر هم بخواهد استفاده ای بکند صرفا در حد مأموریتهای مشخص و با علم این که هیچ رابطه دوستی در کار نیست خواهد بود از حالا تکلیف روشن است.

                       

اخیرا لرد کوربت مصاحبه ای با بی بی سی داشت که انعکاس آن را در سایت بی بی سی فارسی دیدم. اول خوشحال شدم که بالاخره یک نفر آمده به چند سؤال اساسی در خصوص مبارزه مسلحانه سازمان مجاهدین خلق پاسخ بدهد و ما را از ابهام خارج کند. اما صحبت های کوربت بیشتر بر ابهامات من افزود. او از یک طرف میگوید که سازمان از سال 2001 ترور انجام نداده است و از طرف دیگر ترور های قبل از سال 2001 را مشروع میداند. لرد کوربت یا باید بگوید که سازمان یک جنبش آزادیبخش مشروع است و حق دارد در داخل کشور مبارزه مسلحانه بکند که این ابهام باقی میماند که چرا از سال 2001 این کار را متوقف کرده و تأکید بر توقف آن دارد و یا باید بگوید که عملیات مسلحانه را مردود میداند و به این دلیل از سال 2001 ترور را متوقف کرده است پس بنابراین باید بپذیرد که تا قبل از آن اشتباه میکرده و دیگر در صدد توجیه عملیات قبل از آن برنیاید. یک حالت هم اینست که برفرض سازمان گفته باشد در سال 2001 مرحله مبارزه عوض شده و مثل 30 خرداد 60 که فاز سیاسی تمام شد و فاز نظامی شروع شد، در سال 2001 فاز نظامی تمام شد و مجددا فاز سیاسی شروع شد. یک موضوع دیگر را هم درست نمیفهمم و آن اینست که چرا سازمان تمام هم و غم خود را بر این گذاشته است که نامش از لیست های سازمانهای تروریستی در کشورهای غربی خارج شود. واقعا دلم میخواهد هرچه زودتر این اتفاق بیفتد تا ببینم بعد سازمان میخواهد چکار کند. سازمان مدعی است که دلیل وارد شدن نامش در این لیست ها سیاسی است. اگر این حرف درست باشد از آنجا که شرایط سیاسی بین المللی تا جایی که به روابط غرب و ایران بر میگردد در حال حاضر فوق العاده مطلوب سازمان است باید نام سازمان از این لیست ها حذف شود و اگر نشود پس دلیل آن امنیتی بوده و سیاسی نیست. متولیان امنیت در اروپا قطعا مانند لرد کوربت نیستند که به اصطلاح خودمان تناقض حمل کنند و هرچه سازمان میگوید بپذیرند. تعریفی که آنان از سازمان مجاهدین خلق دارند اینست که این سازمان یک فرقه بد خیم است که اعمال خشونت در دستگاهش نهادینه شده است. کافی است کسی که آشنایی مختصری با این گونه فرقه ها دارد چند مطلب از سازمان بخواند تا موضوع کاملا برایش روشن شود. بعد از سقوط صدام حسین در عراق، در داخل ایران خیال همه جمع است که سازمان یک تهدید امنیتی به حساب نمی آید ولی دستگاههای امنیتی در غرب در خصوص کشورهای خودشان خصوصا بعد از یازده سپتامبر خاطرشان به این جمعی از طرف سازمان نیست و باید بهرحال نوعی از کنترل و مونیتور را بر اعضای سازمان اعمال نمایند که اگر نام سازمان در لیست های تروریستی نباشد به لحاظ قانونی دستشان کاملا باز نخواهد بود. این را میتوانم قبول کنم که دلیل اینکه سازمان مجاهدین خلق علیرغم قرار داشتن در لیست های تروریستی دستش برای انجام هر کاری در غرب باز است سیاسی باشد و به اختلافات غرب و ایران برگردد ولی عکس آن در شرایط فعلی صادق نیست.  بهرحال نامه ای برای لرد کوربت نوشته ام که اصل و ترجمه آنرا برایت میفرستم که اگر زحمت نباشد برای او و بی بی سی همچنین اروند آبراهامیان ارسال کنی.

 

  ضمیمه نامه قبلی ام نسخه ای از مقاله محمد مجتهد شبستری را از روزنامه اعتماد ملی به تاریخ شنبه 30 دی 1385 فرستاده بودم که ظاهرا به دستت نرسیده است. عنوان مقاله ضرورت مرزبندی مفهوم های خدا، قدرت، زور است. در مطلع این مقاله آمده است: "اگر در جامعه ای سه مفهوم "خدا"، "قدرت"، و "زور" با یکدیگر آمیخته شود، در آن جامعه پایه های استبداد سیاسی- دینی محکم و رنج های فراوان بر مردم وارد خواهد شد". بهرحال سایت روزنامه اعتماد ملی ارگان حزب اعتماد ملی که مهدی کروبی دبیر کل آنست به این صورت است:   www.etemademelli.ir   یک سایت دیگر هم که مربوط به همان ارگان است به این صورت می باشد: www.roozna.com  . من کلا از سایت های داخل کشور خیلی مطالب قابل استفاده تر و حتی انتقادات اصولی تری به دولت از سایت های خارج کشوری می یابم. مطالب سازمان هم صرفا تهییجی است که این سبک ادبیات دیگر منسوخ شده است و تا چند کلام حرف منطقی و بحث استدلالی نداشته باشی کسی به حرفت گوش نمیدهد یا نوشته ات را تحویل نمیگیرد. هر چه هم بخواهیم از سر خیر خواهی به سازمان تفهیم کنیم که قدری منطقی تر و معقول تر بحث کند و پاسخ سؤالات و انتقادات را بدهد، به قول ما قدیمی ها، دو ریالی اش نمی افتد (به قول امروزی ها آنتن نمیدهد).

 

در خصوص مطلبی که ترجمه کرده بودم و روی وب سایت گذاشتی نوشته بودی که چند وب سایت دیگر هم اینکار را کرده اند. متوجه نشدم که آیا ترجمه من را گذاشته اند یا خودشان ترجمه کرده اند. بهرحال من تمامی نوشته های خود را صرفا برای تو میفرستم و اگر جای دیگری درج میشود قطعا خودشان از سایت تو بر میدارند و درج میکنند که قاعدتا باید منبع آنرا ذکر کنند.

 

یک موضوع جالب اینکه در کتاب "تحف العقول عن الرسول" تألیف "الشیخ الثقه الجلیل الاقدم ابی محمد الحسن بن علی الحسین شعبه الحرانی" از علمای قرن چهارم هجری با ترجمه فارسی بتصحیح علی اکبر غفاری در بخش "و کلمات قصاری در این معانی که از آنحضرت (امیرالمؤمنین) روایت شده" در روایت شماره 68 آمده است:

68 – مردی از او (امیرالمؤمنین) درباره سنت و بدعت و فرقت و جماعت پرسید. در پاسخ فرمود: اما سنت همان روش رسول خدا (ص) است، و اما بدعت هر چه خلاف آنست، و اما فرقت اهل باطل است و گرچه بسیار باشند، و اما جماعت اهل حقند و گرچه اندک باشند.

اینرا جهت توجه استاد جلال گنجه ای که اتفاقا تحصیلات حوزه ای هم دارد و فرقه را صرفا منحصر به فرقه دموکرات آذربایجان میدانست آوردم !

 

دیگر بیش از این وقتت را نمیگیرم و خداحافظی میکنم. امروز تعدادی کتاب برایت با پست پیشتاز فرستادم که نمیدانم چه زمانی به دستت برسد. هر وقت رسید لطفا اطلاع بده.

 

قربانت

ابراهیم


 

با تشكر از شما بخاطر ورود به این وب سایت  در معرفی آن باید بگویم که آنرا به تشویق دوستانم با اهداف و ملاحظات زیر طراحی و ایجاد کردم:

  • با توجه به چاپ خلاصه خاطرات زندگیم به انگلیسی  و ترجمه آن به فارسی اینجا محلی است برای مشتافان تا اصل آنرا ملاحظه نمایند.

  • از آنجا که کتاب تنها داستان زندگی من بدون جهت گیری و نتیجه گیری خاص و جامع سیاسی و فلسفی است. اینجا محلی است جهت پاسخ به سئوالات و بیان نقطه نظرات من.

  •  امیدوارم در آینده این سایت محل برخورد آرا و عقاید افرادی شود که انسانها را سیاه و سفید ندیده و طرفدار تحمل پذیری میباشند. همچنین محلی برای ارائه آرا و عقاید دوستداران و کاوشگران فهم آزادی و دموکراسی در ایران و اسلام شود.

  • در این وب سایت و در مقالات نوشته شده بوسیله من، از بکار گیری وذکر القاب، تیتر و عنوان افراد که میتواند بکارگیری آنها حمل بر تأئید و عدم بکارگیریشان حمل بر رد و مخالفت با آنها شود معذورم مگر در مواردی که عنوان بخشی از نام فرد شده مثل "ستار خان" و یا " باقر خان" و یا "ملا صدرا" و..

  • در فاکت آوری از دیگران و در مقالات ارائه شده توسط دیگران کلمات و صفات توهین آمیز حذف میگردد.

  • استفاده از مطالب اين وب سايت با ذکر ماخذ و نام وب سايت بلامانع است.


For problems or questions regarding this web contact [M@Banisadr.info].
Last updated: 12/31/07. x