مطلب زيردر يكي از وب سايتهای نزديک به  رژيم حاکم در ايران  نوشته شده که مجاهدين در موضع گيری خود از آن نقل قول کرده اند.

علت تغيير موضع مسعود بني ‌صدر درباره مجاهدين خلق

«خاطرات يك شورشي ايراني»، اثري است در ادامه كتاب‌هاي ديگري كه درست در همين زمينه و با هدف افشاگري درباره ماهيت سازمان مجاهدين خلق طي سال‌هاي اخير نوشته شده است.

به نقل از كتابخانه تاريخ اسلام و ايران، نويسنده اين اثر، مسعود بني‌صدر، عموزاده ابوالحسن بني‌صدر است كه طي سال‌ها همكاري با مجاهدين خلق، آن هم در رده‌هاي بسيار بالا، ايمان كامل به اين گروه داشته و با تمام توان نيروي خود را صرف اهداف سازمان كرده است.

اين كتاب كه اصل آن در بيش از 1300 صفحه بوده توسط ناشر انگليسي به يك سوم تقليل يافته و اكنون فارسي شده آن توسط فرهاد مهدوي و توسط انتشارات خاوران در فرانسه چاپ شده است.

نويسنده كه به دلايل مختلف و به خصوص دلبستگي خاصش به خط مسعود ـ مريم، نزديك‌ترين ارتباط را با سران سازمان داشته، پس از دو دهه همكاري و در واقع فداكاري براي سازمان و با كوله‌باري تجربه، تلاش كرده است كه داستان زندگي و سياسي‌اش را براي دو فرزندش و ديگر جوانان ايراني بنگارد.

وي در بخش‌هاي نخستين كتاب، روي زندگي خود از تولد تا زمان پيوستنش به سازمان به تفصيل صحبت كرده و تلاش كرده است تا افكار و انديشه‌هاي خود را در آن دوران به خوبي بازگو كند.

پس از آن، به آشنايي خود با سازمان پرداخته و طي آن، مراحلي را كه براي ترقي طي كرده، يك به يك بيان كرده است. اين ماجرا تا رفتن وي به عراق ادامه مي‌يابد. شرحي طولاني درباره انقلاب ايدئولوژيك اول در سال 64 و بعد از آن، عمليات «فروغ جاويدان» در سال 67، بسيار ريز و شيرين بيان شده است. وي از سر خوش‌شانسي در همان ابتداي عمليات مجروح شده و به پشت جبهه بازگردانده مي‌شود. از نظر وي اين عمليات، ضربه بزرگي به اعتماد موجود در سازمان زد.

طي سال‌هاي بعد، وي براي مدت‌هاي مديد نماينده سازمان و شوراي مقاومت در اروپا و آمريكا بوده و از اين جهت، اطلاعات بسيار باارزشي از ديپلماسي سازمان براي جذب سياستمداران آمريكا‌يي و اروپايي به دست مي‌دهد. شرح دريوزگي‌هاي سازمان هم در آن ديار در همين بخش‌ها آمده است.

مسعود بني‌صدر در اين کتاب خاطرنشان مي‌کند که در گروه مجاهدين، يک عضو بايد تابع اوامر و دستورات محض رهبران باشد و حق ندارد هر کتابي، حتي قرآن مجيد را که آن گروه اجازه مطالعه نداده است، بخواند.

وى در بخشي از کتاب «خاطرات يک شورشي» مي‌نويسد: يک عضو بدون اجازه سازمان حق خواندن قرآن را ندارد، به سينما نمي‌رود مگر آن‌که جزو برنامه سازماني گروه مجاهدين باشد، يک عضو راديو و تلويزيون تماشا نمي‌کند مگر آن‌که با اجازه گروه باشد.

نويسنده کتاب، هدف از اين قيد و بندها را انزواى عناصر گروه مجاهدين و دور نگه داشتن او از جهان خارج، کشتن قدرت تحليل در او و تبعيت صرف از مافوق مي‌داند تا در نهايت به يک آدم يکسونگر تبديل شود و در اختيار رهبران گروه مجاهدين قرار گيرد.

مسعود بني‌صدر در كتاب خود اشاره مي‌كند كه ابوالحسن بني‌صدر، پسرعمويش، از اولين كساني بود كه ايدئولوژي سازمان مجاهدين خلق را داراي اشكال دانست و پيش از انقلاب، آنها را «منافق» خطاب كرد، اما پس از فرار مشترك وي به همراه مسعود رجوي از ايران در خرداد 60، در بيانيه‌اي اعلام كرد كه در اين موضعگيري خود، اشتباه كرده است.

داستان وي از انقلاب دوم ايدئولوژيك كه مجبور كردن افراد به طلاق دادن همسرانشان است، بسيار دلپذير و خواندني نوشته شده است.

مسعود بني صدر مي‌افزايد: در مرحله بالاتر و مطابق دستور گروه مجاهدين، اعضاى اين گروه بايد از عشق و علاقه به همسر و فرزند بکاهند زيرا عشق به آنان از عشق به گروه مجاهدين مي‌کاهد.

وى با اشاره به خيانت‌هاى رهبر گروه مجاهدين در جريان جنگ تحميلي عراق عليه ايران مي‌نويسد: مسعود رجوى (سرکرده گروه) ابتدا از اعضا خواست که از آمريکا متنفر باشند اما از سال 1983 ميلادى، آنان را وادار به کسب رضايت واشنگتن از طريق جمع‌آورى اطلاعات براى «سيا» کرد و اين خيانت را «خدمت به وطن» خواند.

مهم‌ترين بخش‌هاي كتاب، رفتارهاي ماليخوليايي سران سازمان براي تحت فشار گذاشتن افراد براي اعتراف به اشتباهات و خطاهاست كه صدها بار سختگيرانه‌تر از اعتراف در حضور كشيشان مسيحي است.

اين عنصر فداكار پس از دو دهه همكاري، بالاخره كاسه صبرش لبريز مي‌شود و از سازمان جدا شده و به سراغ كار و زندگي‌اش مي‌رود و پرونده فعاليت‌هاي سياسي خود را براي هميشه مي‌بندد.

اين كتاب درست مانند كارهاي سبحاني (روزهاي تاريك بغداد) و ديگران حكايتي است از سازماني با عقايد و رفتارهاي شگفتي كه انسان تصور مي‌كند، مربوط به الموتيان قرن پنجم و ششم هجري است. انسان در شگفت مي‌ماند كه اين پديده چگونه در قرن بيستم در اين نقطه برآمده و اينچنين نسلي را با شعارهاي عجيب و غريب براي بيش از دو دهه، اسير كوه و بيابان كرده و در اختيار صدام و غيره گذاشته است. کسي که قرار بود در سال اخير همکاري‌اش با سازمان، کتابي در‌باره «بريده‌ها» بنويسد، کارش به جايي رسيد که خودش بريد و کتابي درباره علت بريدگي‌اش از سازمان نوشت.

بر اساس نوشته‌هاي وي، سازمان و شخص مريم رجوي، تا آخرين لحظه تلاش کردند تا او را نگه دارند. حکايت آخرين تلفن رجوي هم با او خواندني است.

در ميان آثار نوشته شده در اين‌باره، شايد بيشترين تصوير را از وضعيت دروني سازمان در همين كتاب بتوان به دست آورد.


مسعود بني‌صدر، نويسنده اين کتاب، متولد سال 1953 ميلادى در تهران و فارغ‌التحصيل رشته مهندسي و رياضيات از دانشگاه‌هاى انگليس است که در سال 1976 براى ادامه تحصيل به لندن رفت و در 1979 به سازمان مجاهدين پيوست.


 

با تشكر از شما بخاطر ورود به این وب سایت  در معرفی آن باید بگویم که آنرا به تشویق دوستانم با اهداف و ملاحظات زیر طراحی و ایجاد کردم:

  • با توجه به چاپ خلاصه خاطرات زندگیم به انگلیسی  و ترجمه آن به فارسی اینجا محلی است برای مشتافان تا اصل آنرا ملاحظه نمایند.

  • از آنجا که کتاب تنها داستان زندگی من بدون جهت گیری و نتیجه گیری خاص و جامع سیاسی و فلسفی است. اینجا محلی است جهت پاسخ به سئوالات و بیان نقطه نظرات من.

  •  امیدوارم در آینده این سایت محل برخورد آرا و عقاید افرادی شود که انسانها را سیاه و سفید ندیده و طرفدار تحمل پذیری میباشند. همچنین محلی برای ارائه آرا و عقاید دوستداران و کاوشگران فهم آزادی و دموکراسی در ایران و اسلام شود.

  • در این وب سایت و در مقالات نوشته شده بوسیله من، از بکار گیری وذکر القاب، تیتر و عنوان افراد که میتواند بکارگیری آنها حمل بر تأئید و عدم بکارگیریشان حمل بر رد و مخالفت با آنها شود معذورم مگر در مواردی که عنوان بخشی از نام فرد شده مثل "ستار خان" و یا " باقر خان" و یا "ملا صدرا" و..

  • در فاکت آوری از دیگران و در مقالات ارائه شده توسط دیگران کلمات و صفات توهین آمیز حذف میگردد.

  • استفاده از مطالب اين وب سايت با ذکر ماخذ و نام وب سايت بلامانع است.


For problems or questions regarding this web contact [M@Banisadr.info].
Last updated: 12/31/07. x