تاريخ: هجدهم ژانويه 2007

 

بهارعزيز، با تشکر فراوان از نامه شما و اتفاق نظری که با من در بسياری از مسائل مطرحه في مابين داريد. قبل از هر چيز از اينکه نوشته بوديد که بنا به دلايل مختلف شما بمانند من و بسياری از ديگر اعضا و هواداران مجاهدين از آغاز جذب جدی مجاهدين نشده و مزه زندگي در فرقه را به تمام معني نچشيده ايد، بسيار خوشحال شده و از اين بابت به شما تبريک ميگويم. چرا که درد زندگي در فرقه محدود به دوران اسارت درآن نيست و فکر کنم همچون شبهه ای خوفناک تا پايان عمر، انسان را دنبال ميکند. وقتي انسان از فرقه جدا ميشود و دوباره به زندگي عادی بازگشته و سعي ميکند با معيارهای عام جامعه زندگي نمايد، تازه متوجه ضرر و زياني ميشود که بخود و خانواده و جامعه خود ندانسته و اغلب با نيت پاک و از روی خيرخواهي زده که متاسفانه در بسياری موارد جبران ناپذير است. فکر کنم حتي اعتياد و الکليسم در مقايسه با اسير شدن در دام فرقه کم زيان تر و جبران پذير تر باشند. اينکه هنوز اميد به نجات کساني داريد که دربند هستند جای تبريک دارد، چرا که من مدتهاست که اميد خود را در اين باب از دست داده ام. بقول محققي در امور فرقه ای. بسياری از آنان که اسير فرقه ميشوند، علي رغم وجود تناقضات و جدا از انطباقي که تا کنون با معيارها و خواستهای فرقه پيدا کرده اند، حتي بلحاظ عقلاني حساب دو دو تا چهارتا کرده و مخارج خروج را در مقابل مخارج حضور قرار داده و اگر مخارج خروج از فرقه افزون بر مخارج حضور باشد و جذابيتهای خارج کمتر از داخل، نه تنها انگيزه ای برای خروج از خود نشان نميدهند، بلکه سعي ميکنند که هر چه بيشتر خود را با فرقه منطبق نموده و با آن يکي شوند. متاسفانه با بالا رفتن سن اکثر کساني که هنوز در عضويت مجاهدين هستند، خروج آنها روزبروز مشگل و مشگلتر ميشود. جدا از مشگلاتي که خروج از قلعه اشرف و کشور عراق در مقابل آنها قرار داده است، بسياری از آنان با واقعيتهای سخت زندگي در دنيای بيرون هم آشنا هستند، احساس از دست دادن دوستان و خانواده (که يا درخود سازمان هستند و يا عمرشان به پايان رسيده و يا پراکنده در اقصي نقاط جهان شده و ..) احساس تنهائي و سردی را با خود بهمراه ميآورد که دستکمي از مرگ ندارد. جدا از آن فکر کجا رفتن و اقامت کجا را برگزيدن، امرار معاش بدون داشتن هيچ نوع آموزش و تجربه ای مفيد به حال بيرون از فرقه،  و سختتر از همه روبرو شدن با گذشته و آسيبهای رواني متحمل گشته، همه و همه بهای خروج را گاها"، حداقل از لحاظ نظری (و اگر نه عملي) در ذهن افراد آنقدر ميافزايد که بهای ماندن را داده و دربسياری مواقع خود را بيش از پيش تسليم سازمان مينمايند. بنابراين اگر بشود کاری برای آن افراد کرد، آن کار بايد در راستای کاستن بهای خروج و رسيدن اين پيام به آنها باشد که هنوز در خارج از فرقه زندگي ای انساني ميتواند در انتظار آنها باشد.

با تشکر بسيار از شما بخاطر راهنمائي در مطالعه دو کتاب يکي نگاهي از درون ... نوشته بيژن نيابتي و ديگری خداوند الموت نوشته پل امير. در مورد اولي متاسفانه آنرا نديده و نخوانده ام، انشأ الله آنرا پيدا نموده و خواهم خواند. و اما درمورد دومي بايد بگويم خواندن آن يک طلسم برای من شده، چرا که هر بار که خواندن آنرا شروع ميکنم چند ده صفحه ای خوانده و بنا به دلائلي مجبور به ترک خواندن آن ميشوم. واقعيت اينستکه من بهنگام خواندن هر کتابي عادت به حاشيه نويسي دارم، نوشتن برداشتهای خودم از مطلب و نکاتي جديد برای فکر کردن و نگاشتن. شباهت فوق العاده اين  کتاب با آنچه  که بر ما گذشته، خواندن آنرا به مثابه نگارش يک کتاب برای من کرده، ما به ازأ هر صفحه خواندن آن من مجبور به نگارش حداقل دوصفحه برداشت و نظر و ايده جديد ميشوم. معمولا" سرعت خواندن من بسته به  نوع کتاب بين ده تا سي صفحه در ساعت است ولي خواندن اين کتاب گاها" برايم يکصفحه در ساعت ميباشد که فوق العاده کم است و با توجه به حجم آن همواره مرا با مشگل و بن بست روبرو ميسازد. باری تمام اينها را گفتم که توصيه ای باشد برای ساير دوستان در خواندن اين کتاب که چقدر ميتواند به فهم آنچه که بر خود ما گذشته است کمک باشد. درهمين جا ميخواستم از شما سئوالي کرده که شايد بتوانيد به من جواب آنرا بگوئيد. اولا" نسخه ای که من از اين کتاب دارم توسط دوستي بسيار خوب سالها قبل بمن داده شد، و آن چاپ سي ام کتاب است منتشره در سال 1375، برای من خيلي جالب است که بدانم که اولين چاپ آن مربوط به چه سالي است. علت پرسيدنم از آنجهت استکه احساس ميکنم شباهت فوق العاده شخصيت حسن صباح با رهبر مجاهدين و تاکتيکهای بکار  گرفته شده توسط ايندو، شايد هم زياد بر حسب اتفاق نبوده و شايد رهبر مجاهدين بيشتر ابتکارات خود را از اين کتاب گرفته باشد. دوم اينکه من بسيار سعي کردم اصل کتاب به زبان لاتين را بيابم. اما متاسفانه اين عادت مترجمان ايراني نيست که اطلاعات مکفي درباره اصل کتاب منجمله لاتين اسم نويسنده و اسم اصلي کتاب به لاتين را ذکر نمايند. من چندين کتاب درباره فرقه حشاشيش خوانده ام و با کمال تعجب هيچيک از آنها ذکری از اين کتاب به عنوان مرجع نکرده اند. خيلي دلم ميخواهد که به اصل آن دست پيدا کرده تا بتوانم ببينم که مراجع کتاب چه کتابها و نوشتاری بوده اند و چه ميزان از کتاب تاريخي و چه ميزان از آن افسانه است. خيلي ممنون ميشوم اگر اطلاعاتي در اينموارد داريد در اختيار من بگذاريد.

در نامه تان صحبت از اين کرده بوديد که حرکت و ساختار فرقه ای چگونه قابل تعميم با دنيای بيرون و شايد بفرض محال درصورت بقدرت رسيدن سازمان است؟  بنظرمن اين تا حدودی عملي است بخصوص در جامعه ای که سطح بيسوادی و يا فقر و يا هر دو بالا بوده و ساختار سياسي جامعه بدور از روابط دموکراتيک بوده و باصطلاح جامعه مدني و ساختارهای دموکراتيک در آن شکل نگرفته باشند. برای نمونه ميتوان به بسط روابط فرقه گونه در چين کمونيست دوران مائو و يا دوران حکومت استالين در شوروی و آلمان  نازی اشاره کرد. مستقل از جنبه های مثبت حکومت کاسترو در کوبا، روابط وی با مردم کوبا هم بنوعي از جنس و نوع روابط فرقه ای، و حکومت  بر پايه کيش شخصيت رهبر است.  در اين خصوص ميخواهم به سه نکته اشاره کنم که در رابطه است با تعريف من از فرقه. 1- ايدئولوژی و يا اهداف و خواستهای آرماني فرقه عمدتا" از جامعه ای گرفته شده که فرقه در آن متولد گشته (فرضا" ايدئولوژی شيعه در مورد سازمان) بنابراين همان خواستها و آرمانها با قدری رقت حتي بشکل ايدئولوژيک، قابل بسط به جامعه است. 2- درجامعه ای که حتي روشنفکران آن دائم در حال گفتگو و بحث بر سر جامعه بوده و اميدشان به تغييرات عمدتا" مشروط به ايجاد تغييرات در سر است، بت سازی از رهبر نه تنها دشوار  نيست بلکه در انجام اين امر دوست و دشمن بطور يکسان هيزم بيار معرکه هستند، در نتيجه  براحتي ديکتاتورها تبديل به "پدر" ، "پيشوا" ، و رهبر فرقه  گونه ميشوند. 3- بلحاظ ساختاری فرقه ها ميتوانند ساختاری اجتماعي بخود گرفته وبا دسته بندی کردن افراد در رده های مختلف، سطح انتظارات و برخورد متفاوت با رده های مختلف اجتماعي داشته باشند. في المثل در اوائل دهه شصت که سازمان هواداران بيشتری در داخل و خارج از کشور داشت، آنها را به چندين رده تقسيم کرده بود، مردم  عادی، هواداران اجتماعي، هوادار، سمپات، عضو، .. تازه هر کدام از اين دسته بندیها هم با پسوند اعداد 1و2و 3و به زير دسته ها تقسيم ميشدند و طبعا" نوع برخورد و انتظار از هر دسته و گروه بسته به دوری و نزديکی آنها با سازمان تعيين و مشخص ميشد. بهمين دليل نميتوان خطرات و ضررهای فرقه را منحصر به افراد در بند فرقه دانسته و احتمال به قدرت رسيدن و بسط روابط فرقه ای آنها به جامعه را منتفي دانست. بخصوص که به اعتقاد من ديکتاتوری ای که از نوع فرقه ای باشد بمراتب خشن تر، وحشتناکتر و غير قابل مقابله تر از ديکتاتوريهای فردی و يا نظامي ميباشد. (ديکتاتوريهائي که عمداتا" با تکيه به خارجي از طريق کودتا به قدرت رسيده و عملا" بدنبال منافع اقتصادی خود و اطرافيانشان و يا حداکثر اربابان خارجيشان ميباشند.)

در واقع ميخواهم بگويم که بزرگترين تناقض سازمان و فرقه های سياسي نه بعد از رسيدن به حاکميت بلکه قبل از آن است که مجبورند در برخورد با افراد مختلف دائما" رنگ عوض کرده و خود را با شرايط گوناگون منطبق سازند. نمونه آن تضادهای سازمان در حال حاضر است: تضاد برخورد با شرايط عراق و شرايط غرب که ساکن هر دو آنهاست  و مجبور به انطباق با هر دو آنها ميباشد. تضاد بين شعارهای گذشته و حال، في المثل مقوله مبارزه مسلحانه و اتخاذ تاکتيکهای تروريستي و چريکي. تضاد بين انقياد حداکثر دروني و فوق ليبراليسم موجود در بين ايرانيان خارج از کشور(تضاد بين شعارهای ليبرالي آزادی و دموکراسي نوع غربي و کنترل فوق العاده افراد در درون فرقه). حتي بلحاظ سياسي تضاد بين نحوه تحليل اخبار رو به داخل و روبه خارج. تمامي اين تضادها با رسيدن به قدرت تا حدود زيادی حل ميشود و فرقه ميتواند مخالفان خود را به نام مردم و خواست آنان براحتي سرکوب نموده و خواستهای خود را به همگان تحميل نمايد. ( کاری که سازمان در شورای خود با اندک اعضأ غير مجاهد انجام ميداد و هر وقت ميخواهد آنها را راضي به انجام امری کند، هواداران و خواست آنها را بهانه ميکند.)

در نامه تای پرسيده بوديد که چرا از آغاز کتاب را بفارسي ننوشتم. من در مطلبي تحت عنوان "چرا نوشتم و چه چيز راننوشتم" سعي کرده ام بطور مفصل دليل انگليسي نوشتن کتاب و شيوه نگارش خودم را توضيح داده و به بعضي از انتقادات هم پاسخ دهم. اين مطلب روی وب سايت من هست که اگر مايل باشيد ميتوانيد آنرا مطالعه کنيد. اما بطور خلاصه وقتي من شروع به نگارش کردم اصلا" قصدم انتشار آن نبود، بلکه بيشتر گزارشي بود به فرزندانم برای زمانيکه بخواهند بدانند که چه شد و چرا زندگيشان بدينگونه شد. و متاسفانه از آنجا که زبان اصلي هر دو آنها از بد روزگار انگليسي شده، من مجبور بودم آنرا به انگليسي بنويسم. اواسط نگارش بود که بنا به توصيه دوستي که استاد دانشگاه و محقق علوم  سياسي است بفکر چاپ کتاب و ارائه آن به همگان افتادم که طبعا" باز پيشنهاد دهنده منظورش انتشار بزبان انگليسي بود. متاسفانه تخليص کتاب هم از همين زاويه انجام شد، يعني مطالبي که ميتوانست  برای ايرانيان جالب بوده و برای خارجيان خسته کننده حذف شد و به عکس، بعضي از مطالبي که ايرانيان به آن آشنا هستند و لازم بود برای خارجيان توضيح داده شود باقي ماند. از اين رو من بسيار مشتاق بودم که اگر قرار است کتاب ترجمه شود، اصل آن ترجمه شود و نه کتاب منتشره بزبان انگليسي. اينکه من  بتوانم آنرا دوباره نويسي و يا ترجمه کرده و شايد در سه مجلد به چاپ برسانم، بسيار بعيد است، بخصوص با کارهائي که در حال حاضر در دست انجام دارم و از زاويه ای ارزش آنها را بيشتر از بازخواني گذشته ميدانم. شايد روزی علاقه مندی پيدا شده وبخواهد اصل آنرا ترجمه کند که در اينصورت من با کمال ميل حاضرم هر کمکي که از دستم بر ميآيد در اختيار وی بگذارم.

با تشکر مجدد از نامه شما و با آرزوی موفقيت بيشتر از پيش برای شما. مسعود


 

با تشكر از شما بخاطر ورود به این وب سایت  در معرفی آن باید بگویم که آنرا به تشویق دوستانم با اهداف و ملاحظات زیر طراحی و ایجاد کردم:

  • با توجه به چاپ خلاصه خاطرات زندگیم به انگلیسی  و ترجمه آن به فارسی اینجا محلی است برای مشتافان تا اصل آنرا ملاحظه نمایند.

  • از آنجا که کتاب تنها داستان زندگی من بدون جهت گیری و نتیجه گیری خاص و جامع سیاسی و فلسفی است. اینجا محلی است جهت پاسخ به سئوالات و بیان نقطه نظرات من.

  •  امیدوارم در آینده این سایت محل برخورد آرا و عقاید افرادی شود که انسانها را سیاه و سفید ندیده و طرفدار تحمل پذیری میباشند. همچنین محلی برای ارائه آرا و عقاید دوستداران و کاوشگران فهم آزادی و دموکراسی در ایران و اسلام شود.

  • در این وب سایت و در مقالات نوشته شده بوسیله من، از بکار گیری وذکر القاب، تیتر و عنوان افراد که میتواند بکارگیری آنها حمل بر تأئید و عدم بکارگیریشان حمل بر رد و مخالفت با آنها شود معذورم مگر در مواردی که عنوان بخشی از نام فرد شده مثل "ستار خان" و یا " باقر خان" و یا "ملا صدرا" و..

  • در فاکت آوری از دیگران و در مقالات ارائه شده توسط دیگران کلمات و صفات توهین آمیز حذف میگردد.

  • استفاده از مطالب اين وب سايت با ذکر ماخذ و نام وب سايت بلامانع است.


For problems or questions regarding this web contact [M@Banisadr.info].
Last updated: 12/31/07. x